تبليغاتX
3کله پوکه مشتی

3کله پوکه مشتی

هیچ گاه حرف کسی که وضعیته بهتر از تو ندارد گوش نده

علکی
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386

سلام.

مطلب خاصی که نیست همین جور علکی گفتم بیام یه چی بنویسم برم. راستی بلاگم ۷۰۰۰ بازدیده شد ( ذوق می کنیم)

 



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |


ما هم ادم برفی ساختیم
شنبه بیست و دوم دی 1386

محسن نبود بجاش این کله پوک یدکیرو اوردیم(اون وستیه)

حسن



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |



دوشنبه هفدهم دی 1386

حسن

 



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |


سراب
پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386

آفتاب است و، بيابان چه فراخ!

آفتاب است و، بيابان چه فراخ!
نيست در آن نه گياه و نه درخت.
غير آواي غرابان، ديگر
بسته هر بانگي از اين وادي رخت.

در پس پرده‌يي از گرد و غبار
نقطه‌يي لرزد از دور سياه:
چشم اگر پيش رود، مي‌بيند
آدمي هست كه مي‌پويد راه.

تنش از خستگي افتاده ز كار.
بر سر و رويش بنشسته غبار.
شده از تشنگي‌اش خشك گلو.
پاي عريانش مجروح ز خار.

هر قدم پيش رود، پاي افق
چشم او بيند دريايي آب.
اندكي راه چو مي‌پيمايد
مي‌كند فكر كه مي‌بيند خواب.

مي‌كند فكر كه مي‌بيند خواب

شاعر سهراب سپهری

حسن



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |



یکشنبه یازدهم آذر 1386

حسن



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |


طنز نوشته...
دوشنبه پنجم آذر 1386

سلام.

حال و احوال؟؟ خوشید یا خوشبختید؟؟؟؟ الآن ۶۰٪ تون می گید برو بابا خوشی و دل خوشی کجا بود؟؟؟

بنده ی خدا برو به یه بد بخت بگ تا حالا اومدی تو ۳ تا کله پوک؟؟ طرف می گه نه. پس شما بد بخت نیستید که اومدید بد بخت نباشید یعنی خوشبختید دیگه. حالا که شخوبختید خوش باشید.

در این خوشی یه داستان هم بخوندی خوبه ...

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آدمي مفلس وبيچاره ودرويش،شبي جانب کاشانه ي خويش آمد وبخنديد و زنش ديد که او خرم و خوش حالتراست از همه شبهاي دگر،سخت در انديشه فرو رفت وبه خود گفت که:((اين عيش وخوشي بي سببي نيست.))لذا روي بدو کرده و پرسيد:((سبب چيست که امشب تو چنين لولي وشنگولي ومنگولي ودلشاد)) چو شوهربشنيد اين سخنان،گفت :((دريغا که تو زن هستي وزن رازنگه دار نمي باشد و،زين رو نتوانم به برت راز دل ابراز کنم،زآنکه مبادا تو کني راز مرا فاش وازاين راه شوي مايه ي رنج و ضررما.))


کرد زن آنقَدَر اصرار که آن مرد زاَسرار درون پرده بر افکند وبه وي گفت:((اگر قول دهي تا که نگوئي به کسي،قصه ي خود را به تو مي گويم.))وزن هم متعهد شد وآن مرد به وي گفت که:((پس گوش بده .علت خوشحالي بسيار من اين است که امروز فلان جا به فلان کوچه يکي کيف پر ازپول بديدم که لب جوي در افتاده وتا چشم من افتاد بدان،زود برش داشتم از خاک ونمودم دَرِ آن باز وبديدم که در آن کيف،نَوَد اِسکن پانصد تومني چيده وفي الفورنهادم وسط جيبم وراضي شدم از طالع بيدار که يار است ومددکار وشود باعث فتح وظفر ما.))


شب ديگر چو شد او وارد منزل ز زن خوش سخن خويش بپرسيد که:((آن راز که گفتم به تو،گفتي به کسي يا که نه؟)) زن گفت :((برو خاطر خود جمع نگه دار که زن حاجي وگلباجي وزرتاجي وزن دائي و معصومه وکبري وگلين باجي وصغري و زن آقا وثريا وحسين و حسن واکبر و عباس و غلام و نقي و کل تقي وخالقزي و گل پري و خاله زري،اقدس و پوران و مهين،جمله ي اهل دروهمسايه وخويشان وعزيزان ،همه را ديدم وبر هر که رسيدم قسمش دادم و زو قول گرفتم که لب خويش فرو بندد ونشنيده بگيرد زمن اين قصه ،مبادا کند اين راز به شخص دگر ابراز و دهد درد سر م
_________
MAJID


یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |


م یخوام از خودم براتون خاطره در کنم
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386

سلام.

نمی خندید هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا؟؟؟ یعنی این خاطره رو هم بخونید بازم نمی خندید؟؟ ببینم جرأتشو دارید که نخندید؟؟؟

یَک روز بر خانه نَشَسته بودم داشتم تخمه نَ میخوردم یَک دف دیدم تیلفنم زنگ زد . گفتم ها کیسته ؟ گفت : ها . .. اییییی..... مدیرسایت یاهو بیدم ... گفتم : ها چطوری ... خوبی ؟ در سلامتی کامل به سر میبری ها ووووووو ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ گفت : ها . این یاهو مَسینجیر 8 قدیمی شده . اگه میشه 9 رو زودتر طراحی کن . گفتم : ها باشه .... بعد رفتم پشت کامپیوتر طراحی کردم و از ویلایت خودمان با بلوتوث فرستادمش آمریکا برای بیل گیتس و اون هم فروختش به شرکت ياهو

(فقط به خاطره اينكه لحظه اي بخنديد ،لحظه اي)

Majid



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |


نام من عشق است ...
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386

 

نام من عشق است

مي شناسيدم؟

زخمي ام زخمي سراپا

مي شناسيدم؟

با شما طي کرده ام راه درازي را

خسته ام

مي شناسيدم؟

اين زمان گرچه ابري پوشانيده است رويم

من همان خورشيد تابانم،

مي شناسيدم؟

اين چنين بيگانه از من رو مگردانيد،

در کف فرهاد تيشه من نهادم، من

من شکستم بيستون را، من

من همان مهربان سالهاي دورم

رفته ام از يادتان يا،

مي شناسيدم؟         مي شناسيدم؟...

 

                   محسن



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |



چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386

دل اشك يعني ديدن تنگ غروب اشك يعني شبنمي بر روي چوب اشك

يعني درد عاشق در گلو اشك يعني غم براي آرزو اشك يعني سرخي

چشمان تو اشك بعني آبي دستان تو اشك چشمان تو آبم ميدهد آبي

چشمان تو تابم ميدهدن.

حسن



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |


هیشکی
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386

سلام. حال شما چطوره؟؟؟ چه می کنید  خوش که می گزره؟؟؟؟؟ اگه نمی گزره بگید بیام باهاش یه صحبتی کنم که به خوشی بگزره بره.

زندگی یعنی همین :

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هيشكى منو دوس نداره
هيشكى به من توجه نمى كنه
هيشكى به من ميوه نمى ده
هيشكى شيرينى و نوشابه تعارف نمى كنه
هيشكى به جوك هام گوش نمى ده, نمى خنده
هيشكى تو دعوا به كمكم نمى اد
هيشكى دلش برام تنگ نمى شه
هيشكى برام گريه نمى كنه
هيشكى نمى دونه چه ادم جالبى ام
حالا اگه از من بپرسى بهترين دوستت كيه
فورا" مى گم هيشكى
اما ديشب حسابى ترسيدم
بيدار شدم ديدم هيشكى دورو برم نيس
صداش زدم دستمو به طرفش دراز كردم
به همانجائى كه هميشه بود
همه جاى خونه رو
همه ى گوشه هاشو دنبالش گشتم
اما همه جا كسى رو ديدم
انقدر گشتم تا خسته شدم. حالا ديگه نزديكه صبحه حتم دارم كه ديگه
هيشكى رفته

Majid



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |


راستی ...!
سه شنبه بیست و دوم آبان 1386

راستي چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها درزمان گريستن

 قلب هاوتظاهربه خوشحالي دراوج غمگيني وچه دشواروطاقت فرساست گذراندن

 روزهايي تنهايي و بي ياوري درحالي که تظاهرمي کني هيچ چيز برايت اهميت ندارد

. اما چه شيرين است درخاموشي وتنهايي به حال خود گريستن.

محسن



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |


اعتماد به نفس نداری؟
پنجشنبه هفدهم آبان 1386

سلام.

کیف می کنید ها تند تند آپ میشه.

تا حالا شده تو یه جمع حالا چه کوچیک چه بزرگ راجبه یه مطلبی نظری بدید یا برید حرف بزنید؟؟؟

برای من که خیلی پیش اومده. ولی هر سری کلی عرق میشینه رو پیشونیم و دستام عرق می کنه وگرمم میشه( که جدیداً خدا رو شکر بر طرف شده). ولی فکرشو کنید تو یه جمع بزرگ خیلی راحت می خواید صحبت کنید.  اونم بدون لکنت و پت پته.

که این ها همه و همش به اعتماد به نفس انسان بستگی داره . این 10 تا روش و بخوندی شما هم به زودی خیلی راحت می تونید حرفتون رو  به هر کسی یا هر جایی بزنید.

 Majid

 ادامه ی مطلب



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |


خود دانید
پنجشنبه هفدهم آبان 1386

سلام.

از این به بعد هر کی بخواد اینجا اسژم بزنه . یا یه نظر و ۲۰ بار تکرار کنه یا صفحه ی نظرات رو با صفحه ی چت اشتباه بگیره وبلاگش در عرض ۴۸ ساعت هکیده میشه و در نتیجه ژیک میشه.

حالا اگه دلت می خواد بدونی این حرف تا چه حد راسته می تونی امتحان کنی.

بای

چای شیرین جان بیشتر حرفم با شماست.

 

 

3تا کله پوک



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |



پنجشنبه هفدهم آبان 1386

کلیدهای گمشده روزی پیدا خواهند شد با قفلهای گمشده چه کنیم؟؟

حسن



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |


چجوری صبح ها زود از خواب بیدار شیم؟
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386

های و علیکم

نمی دونم برای شما هم پیش اومده یا نه ولی برای من که خیلی زیاد .

اینکه صبح اصلاً حال نداری بیدا شی بری سر درس و مشق یا سره کار. ولی مجبور باشی بری. یل اخص که عربی هم داشته باشی و تمرین ها رو حل نکرده باشی(آخ که چه نفرتی داشتم و دارم ازش).

اصلاً می خوای خواب به خواب بری( دور از جون های خوشگلتون  البته).  بیدارت می کنن دلت می خواد یه ۵ دقیقه ی دیگه هم بخوابی خیلی فاز میده. ولی می دونید که این ها زیاد به دل آدم نمی چسبه باید دنباله یه راخهی بود که دیگه کسل نباشیم  وقتی که از خواب پا میشیم. البته بنده انقدر و به مکرر و تکرار زود از خوا پا شدم دیگه جمعه ها که همه می خوابن بنده ساعته ۶:۳۰ دقیقه نون و هم گرفتم و در حال حاضر شد به حمام هستم که دوش بگیرم( خیلی حال می ده سر صبح دوش آب سر بگیری) امتحان کنید ضرر نداره.

ولی برای یه عده هنوز حس لز خواب بلند شدن و ندارن . بنده اینجا ۲۳ روش می گم که با خوندش ۷۰٪ شما یی که حسش نیست از خواب پاشی به حس میای.

برای خوندن اون ۲۳ تا روش روی ادامه ی مطلب کیلیک کنید

 ادامه ی مطلب



یکیشون نوشته شده توسط
لینک مطلب |




نـــــه حـــــســــن خیلی خطر ناکه حسن. نباید در باره ی ما بدونی حسن.
ما سکرتی هستیم حسن.
بای حسن.
________
این حسن حسنه ما نیستا


mrdoktor_love@yahoo.com

Skin & Codings by: